تحولات منطقه

۱۳ تیر ۱۴۰۵ - ۰۲:۰۸
کد مطلب: ۱۱۵۴۷۱۵

در فوتبال، ساده‌ترین روایت همیشه محبوب‌ترین روایت است؛ سه پنالتی از دست رفت، آلمان حذف شد و مقصران مشخص شدند.

زمان مطالعه: ۲ دقیقه

در فوتبال، ساده‌ترین روایت همیشه محبوب‌ترین روایت است؛ سه پنالتی از دست رفت، آلمان حذف شد و مقصران مشخص شدند. اما روان‌شناسی ورزش روایت دیگری دارد؛ روایتی که می‌گوید شکست، معمولاً در آخرین ضربه آغاز نمی‌شود، بلکه مدت‌ها پیش از آن در ذهن ورزشکار شکل گرفته است.
دیدار آلمان و پاراگوئه در جام جهانی ۲۰۲۶ را می‌توان نمونه‌ای روشن از همین واقعیت دانست. بسیاری از تحلیل‌ها بر تاکتیک، تعویض‌ها یا انتخاب پنالتی‌زن‌ها متمرکز شدند، اما اگر از منظر روان‌شناسی عملکرد به مسابقه نگاه کنیم، پنالتی تنها آخرین حلقه زنجیره‌ای از تغییرات شناختی و هیجانی بود که طی ۱۲۰ دقیقه مسابقه شکل گرفت.
ذهن ورزشکار در طول یک مسابقه بزرگ، مدام در حال تصمیم‌گیری، تنظیم هیجان، پیش‌بینی، ارزیابی و مدیریت فشار است. هر تصمیم، بخشی از منابع شناختی او را مصرف می‌کند. بنابراین وقتی بازیکنی در دقیقه ۱۲۰ پشت توپ می‌ایستد، بار تمام دو ساعت گذشته را نیز بر دوش دارد.
یکی از مفاهیم کلیدی روان‌شناسی ورزش، تفاوت میان «فشار بیرونی» و «فشار درونی» است. فشار بیرونی همان چیزی است که همه می‌بینند؛ تماشاگران، رسانه‌ها و اهمیت مسابقه، اما فشار درونی از گفت‌وگوی ذهنی ورزشکار سرچشمه می‌گیرد. دو بازیکن ممکن است در یک موقعیت کاملاً مشابه قرار داشته باشند، اما یکی آن را فرصتی برای درخشش ببیند و دیگری تهدیدی برای آینده حرفه‌ای خود.
وقتی این برداشت ذهنی تغییر می‌کند، هدف نیز تغییر می‌یابد. ذهن دیگر به دنبال اجرای بهترین عملکرد نیست؛ تنها می‌خواهد اشتباه نکند.
همین جابه‌جایی ظریف، کیفیت تصمیم‌گیری را تغییر می‌دهد. پاس‌های مطمئن جای پاس‌های خلاقانه را می‌گیرند، ریسک کاهش می‌یابد و بازی به‌تدریج محافظه‌کارانه می‌شود.روان‌شناسان از این روند با عنوان «فرسایش تدریجی عملکرد ذهنی» یاد می‌کنند؛ فرایندی که معمولاً روی تابلو ورزشگاه دیده نمی‌شود، اما در کیفیت تصمیم‌ها، زبان بدن و اعتمادبه‌نفس بازیکنان آشکار است.
پژوهش‌های «گیر یوردت» درباره ضربات پنالتی نیز همین نکته را تأیید می‌کند. بازیکنان جام جهانی از نظر مهارت تفاوت چشمگیری با تمرینات روزانه خود ندارند؛ آنچه تغییر می‌کند، کیفیت توجه است. در شرایط فشار، ذهن به ‌جای تمرکز بر اجرای ضربه، درگیر پیامدهای احتمالی آن می‌شود؛ اگر گل نشود چه؟ اگر تیم حذف شود چه؟ اگر رسانه‌ها مرا مقصر بدانند چه؟
همین انتقال توجه از «فرایند» به «نتیجه»، یکی از مهم‌ترین دلایل افت عملکرد در لحظه‌های حساس است.
از سوی دیگر، نظریه «نظارت آگاهانه بر اجرا» توضیح می‌دهد فشار زیاد، ورزشکار را وادار می‌کند درباره مهارتی فکر کند که سال‌ها آن را به‌صورت خودکار انجام داده است. وقتی ذهن وارد کنترل آگاهانه حرکتی می‌شود که باید خودکار باشد، روانی اجرا از بین می‌رود و احتمال خطا افزایش می‌یابد. پارادوکس اینجاست که هرچه بازیکن بیشتر تلاش می‌کند اشتباه نکند، احتمال اشتباه بیشتر می‌شود.این اتفاق فقط درباره یک بازیکن رخ نمی‌دهد. احساس تردید، اضطراب یا اعتمادبه‌نفس می‌تواند در تیم سرایت کند.
گاهی افت عملکرد یک تیم، حاصل یک اشتباه بزرگ نیست؛ بلکه نتیجه مجموعه‌ای از تغییرات کوچک روانی است که به‌آرامی در کل تیم گسترش پیدا می‌کند.شاید مهم‌ترین درس حذف آلمان نیز همین باشد؛ اینکه در فوتبال حرفه‌ای، ذهن نیز مانند عضلات خسته می‌شود. بازیکن در ۱۲۰ دقیقه فقط نمی‌دود؛ او صدها تصمیم می‌گیرد، هیجان‌هایش را تنظیم و بار شناختی سنگینی را تحمل می‌کند. طبیعی است که کیفیت تصمیم‌گیری در دقایق پایانی با ابتدای مسابقه یکسان نباشد.به همین دلیل، نقطه پنالتی آغاز بحران نیست؛ پایان مسیری است که از مدت‌ها پیش آغاز شده است. فوتبال بار دیگر یادآوری کرد که در بالاترین سطح رقابت، پیروزی فقط محصول آمادگی جسمانی و تاکتیکی نیست؛ کیفیت عملکرد ذهن نیز به همان اندازه تعیین‌کننده است. گاهی تیم‌ها پیش از آنکه نبرد روی چمن را ببازند، نبرد درون ذهن خود را واگذار کرده‌اند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha